محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

504

اكسير اعظم ( فارسى )

و قشر قرحه در قى برآيد و باشد كه به آن نفس صغير گردد و جسم سرد شود و به نشى انجامند اما بر قرحه نفر معده به خروج متشرف جه در براز به غيرنج و امعاهد جود و جمع بعد استقرار طعام در اسفل معده قريب ناف و وجع اندك از قرحه‌ى فم معده استدلال كنند . و اگر قرحه هم در فم معده باشد و هم در قعر آن نشان هر دو پيدا بود . و بالجمله قرحه در هر موضعى كه باشد الم در آن موضع محسوس گردد و فرق ميان معده و قرحه‌ى امعا به موضع وجع وقت و خول طعام كنند و وجود وجع وقت انحدار طعام از معده و درد زير ناف در قرحه‌ى امعا بود و خروج قشر در قرحه‌ى معدى اكثر در قى و به ندرت در برازد قرحه‌ى امعائى كثرت قشر دقيق از آن در براز باشد و در قرحه‌ى معدى وجع در نواحى امعا نمىباشد بلكه فوق آن بود و خروج قشر در قى نمىباشد مگر در قرحه‌ى مرى يا معده و واجب است كه چون اراده‌ى امتحان معرفت موضع وجع نمايند مريض را چيزى كه در آن سركه خردل باشد بخورانند علاج بهر تنقيه‌ى معده ماء العسل دهند . و اگر حرارت غالب بود ماء الشكر با ماء الشعير نوشانند و بعد از آن ادويه مدمله مثل دم‌الاخوين كندر هر يك پنج درم گل ارمنى سه درم گلنار كهربا گل سرخ هر يك دو درم يا همه مساوى سفوف ساخته با رب سيب و رب به بدهند و يا كندر دم‌الاخوين كهربا گل ارمنى هر يك دو ماشه در شربت خشخاش دو توله آميخته بليسانند با گلاب نه توله و شربت مورد سه توله و بايد كه در سحق ادويه مبالغه نكنند تا در معده ديرتر بماند و بلع كردن موم زرد تازه و پيه مرغ و اوز در اين باب اثر عظيم دارد و هر چه در قى الدم بيايد به كار برند و اين قرص نيز نافع است خشخاش دو درم صمغ عربى كتيرا هر واحد يك درم گلنار گل سرخ حب الآس عصاره‌ى لحيه التيس اقاقيا زعفران كهربا هر يك نيم درم همه را كوفته بيخته به آب سماق بسرشند و قرص ساخته در سايه خشك كنند شربتى يك مثقال به آب سرد يا بلعاب اسپغول و يا قرص كهربا شش ماشه سفيده‌ى از زير نيم درم روغن گل پنج درم على الرسم ضماد كردن مفيد بود و نوشيدن روغن بنفشه ممزوج به موم و گاهى قرطاس محرق و خاكستر بردى در دبيله و قروح معده مجرب انطاكى و سرهندى هست . و گفته كه اگر قروح چرك بسيار داشته باشد و قوت قوى بود جائز است كه اندك زرنيخ اضافه نمايند يا قدرى كبريت و اين اسلم است و از غذاى جيد اينست كه خرنوب شامى سوده در شير جوشانيده استعمال نمايند . و سويدى نيز از روفس و ابن سمجون و ابن جزله نقل كرده كه خزنوب شامى و شير تازه و كاغذ مصرى سوخته و بردى سوخته هر واحد نافع قروح معده است . بالجمله هنگام استعمال مدملات از تنقيه‌ى چرك غافل نباشند بلكه گاه منقى دهند و گاه مدل و اين بهر آن است كه چرك پاك مىشده باشند زيرا كه با وجود چرك در قرحه‌ى اندمال آن دشوار است تا از منقيات قوى اجتناب نمايند تا موجب ازدياد قرحه نگردد تا كه قرحه بسيار كهنه نشود و تنقيه با ياج نبايد كرد و هر چه در قروح و بثور مرى گفته شد علاج اين است و تا وقتى كه به ثور ريم نكرده باشد فصد باسليق كنند و براى منع انصباب ماده آنچه در علاج ورم حار معده گذشت به كار برند و دوغ گاو سياه با طباشير و تخم زرشك هر واحد دو ماشه نيز جهت بثور معده و مجرب است و يا سكنجبين ساده در گلاب و عرق كاسنى شكوه هر يك پنج توله نوشانند و غذا آش جو به شربت نيلوفر دهند چهار پنج روز داده خيارشنبر هفت توله در گلاب نيم آثار گلقند چهار توله روغن گل هفت ماشه بدهند و صبح تبريد شيره‌ى كاسنى و خيارين و خرفه هر يك نه ماشه لعب بهدانه سه ماشه در گلاب بكنيم يا و شربت نيلوفر چهار توله سبوس اسپغول نه ماشه بدهند و همين خط سه چهار روز داده جهت تعديل شربت صندل دو توله در عرق بيدمشك و گلاب هر يك پنج توله تخم ريحان هفت ماشه دهند . و اگر بثور از خوردن چيزهاى حار بالفعل مثل لقمه‌ى گرم افتد شير خر و بز تازه نوشاننده و مسكه و بالائى شير با نبات خورانند و با شيره‌ى خرفه‌ى كاسنى و خيارين هر يك نه ماشه تخم كاهو مقشر هفت ماشه لعاب اسپغول و بهدانه هر يك سه ماشه شربت نيلوفر چهار توله در گلاب و عرق بيد ساده و كاسنى و نيلوفر هر يك پنج توله دهند و غذا شير برنج و فرنى شير بز و فالوده به گلاب دهند و بثور كه از نزله‌ى حار و يا از تناول چيزهاى تيز زيانكار چون زراريح و بلاد در امثال آن بود و علاجش در محل هر واحد مسطور است . و اگر در قرحه‌ى معده قبض زياده بود خيارشنبر هفت توله و ترنجبين نه توله و گلقند عسلى چهار توله و روغن بادام و يا گل نه ماشه در ماء العسل نوشانند تا رفع قبض شود و جلاى تام حاصل گردد پس دوغ ترش و غيره كه در قول جرجانى بيايد بدهند ، با صمغ عربى و طباشير و گل ارمنى و گل سرخ مساوى دو درم تا معده به صلاح آيد . و اگر اكله گردد و در قى و براز پارچها يا تعفن شديد برآيد و غشى افتد فاد زهر حيوانى و يا جدوار خطائى و يا گل مختوم و غيره در آب بارتنگ دهند و هر چه در قى الدم گفته آيد به كار برند و غذاهاى قابض ترش ترياقى دهند و چون نوبت به تآكل رسد به نمىگيرد الا ما شاء الله . شيخ مىفرمايد كه جراحت تازه معده را به ادويهى قابضه معالجه كنند و اغذيه سريع الهضم خورانند و ادويه‌ى قروحيه كه در آن زنگار و سفيد آب و مرواسنگ و توتيا و مانند آن افتد دور دارند بلكه معالجه قروح معده و اكله‌ى آن اول به تنقيه از ماء العسل يا جلاب نمايند و بايد كه در منقى قوت تنقيه نباشد كه ايذا و تفريح زياده از نفع نمايد بلكه واجب است كه جلا و غسل و به سوى اسفل باشد . و اگر در آنجا تا كل و گوشت مرده بود به دواى منقى لحم ميت و ملحم و منبت علاج كنند و براى او ايارج فيقرا و فق است و چون تنقيه يابد